اصطلاحات طریقت کسنزانی

اصطلاح ( امی بودن)

در لغت : امی ، آن کس که نمی تواند بخواند و بنویسد. و امی بودن : نادانی و غفلت در قرآن کریم : این کلمه در قرآن کریم ۶ بار با صیغه های مختلفش آمده است. و از آن جمله است: الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِی الْأُمِّی الَّذِی یجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنجِیلِ -اعراف/۱۵۷)، یعنی: آنان که از (این)

بیشتر

اصطلاح ( انس )

در لغت انس گرفتن انسان به یک چیز : یعنی این که با آن آرام شود و وحشتش از بین برود . قوم متانس شد : یعنی گروهی از آنان با گروه دیگر مانوس گردید. انس ضد وحشت است و گفته شده ، از بین رفتن حشمت همراه با وجود داشتن هیبت. انس نزد صوفیه به انس خاص که همان

بیشتر

پدر حقیقی

پدر حقیقی ما معتقدیم که پدر حقیقی همان شیخ مربی است زیرا روحاً و لحظه لحظه در کنار مرید حاضر است و خواه فاصله مکانی و زمانی اش با مرید دور و یا نزدیک باشد در هر وقت و شرایطی یاری اش می کند زیرا او از طریق حقیقت ابدی با مرید ارتباط دارد.این خصوصیات در مقابل پدر جسمانی است

بیشتر

اصطلاح لفظ جلاله (الله)

الله: اسم ذات واجب الوجود است و در مورد لفظ جلاله بیست نظر متفاوت وجود دارد که صحیح ترین آن (اله) است یعنی (مالوه) یا کسی که پرستیده می شود. همانطور که می گوییم امام کسی است که دیگران به او رو می کنند. در سنّت مطهره : ان الله ولم یکن شیء قبله، وکان عرشه على الماء ثم خلق

بیشتر

اصطلاح (من)

در لغت (انا) من ضمیر رفع منفصل برای متکلم خواه مذکر یا مؤ نث انا نیت : عبارت از این است که حقیقت و باطن تو غیر از حق باشد در قرآن کریم خداوند تعالی می فرماید: ( إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاهَ لِذِکْرِی – طـه /۱۴ ) ، همانا من خدایم خدایی جز من

بیشتر

اصطلاح ( استاد)

اصطلاح استاد در لغت به معنی ۱_ معلم ۲_ لقب علمی دانشگاهی ۳_ لقب احترام که معمولاً به آگاهان از کتاب و شعرا و . .. اطلاق می شود. ۴_ کسی که در نوعی از صنعت مهارت دارد در قرآن کریم کلمه استاد به این شکل نیامده است ولی در ضمن آیاتی که دلالت بر ولی مرشد دارد وارد شده

بیشتر

اصطلاح ( اسیر )

اسیر درلغت اسیر : کسی است که در جنگ و در گیری دستگیر شده باشد . اسیر شهوت ها : کسی که تسلیم شهوت های خود شده باشد. در قرآن کریم : کلمه اسیر ۶ بار با مشتقات مختلفش در قرآن آ مده است . به عنوان مثال : ( و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا” و یتیما” و اسیرا”

بیشتر

اصطلاح (برادر )

اصطلاح برادر درلغت ۱- هرکس که با تو در پدر مادر و یا دایه (شیردهنده)شریک باشد. ۲- کسی که با غیر خود در اعتقاد رای ویا نظر مشترک است. در قرآن کریم این لغت با مشتقات مختلفش ۹۶بار در قرآن آمده است مثلا: انما المومنون أخوه فاصلحوا بین اخویکم واتقوالله لعلکم ترحمون_یعنی مومنان برادر یکدیگرند پس بین برادرانتان را اصلاح

بیشتر

اصطلاح (اصل)

اصطلاح اصل درلغت : اصل یک چیز ، اساس چیزی است که بر ان قرار دارد ۱_ منشاء ۲_ بزرگی نسب در قرآن کریم ماده اصل ۱۰ بار با مشتقات مختلفش آمده است. از آن جمله : ( أَلَمْ تَرَ کَیفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَهً طَیبَهً کَشَجَرَهٍ طَیبَهٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ – ابراهیم /۲۴) “آیا ندیدى خدا چگونه

بیشتر

اصطلاح ( افق، آفاق)

اصطلاح آفاق در لغت : ۱- خط دایره مانندی که هر کس به آن نگاه کند می پندارد که آسمان به زمین پیوسته است. ۲-اندازه و حد اطلاع و معرفت در قرآن کریم این کلمه ۳ بار آمده است. مثلاً خداوند می فرماید ( : هو بِالْأُفُقِ الْأَعلَى نجم _۷) یعنی: در حالى که او در افق اعلى بود در

بیشتر