مقامات در طریقت کسنزانی _ زهد

زهد در لغت به معنای چیز کم است و رجل زهد، یعنی مرد کم بضاعت. زهد در اصطلاح بازداشتن قلب و نفس از حب دنیا و زینت آن و پر کردن قلب با حب و معرفت الله است. زهد پشت کردن به دنیا و رو کردن به آخرت است، بدون ناراحتی یا اعجاب از این ترک و در پس آن به شمار نیاوردن این عمل. زاهد ترک دنیا را راحتی می داند و بحث از آن را آفت. قرآن کریم زاهد را بدین گونه معرفی می کند: (تا بر آنچه از دست رفت ناراحت نباشید و بدانچه به شما داده است، خوشحال نگردید)(حدید۲۳).

بزرگتر زاهدان دنیا، حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی است که بی رغبت ترین مردم به دنیا بود، تا اینکه حضرت محمد (ص) به رفیق اعلی پیوست. دنیا فانی و متاع آن در آخرت قلیل است. خداوند می فرماید: ( زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و به یقین سرای آخرت برای پرهیزگاران بهتر است آیا به فکر در نمی افتید؟)(انعام۳۲) و خداوند می فرماید: (مال و فرزندان زینت زندگی دنیوی هستند و کارهای نیکو و پایدار نزد پروردگارت با ارزش ترند و بهترین چیزی است که می توان به آن امیدوار بود)(کهف۴۶). دنیا و دیگر شگفتی های آن فتنه و امتحانی برای بندگان قرار داده شده است، که خداوند می فرماید: (ما آنچه را که بر روی زمین زینت است، قرار دادیم تا آنانکه عملی بهتر دارند را بیازماییم)(کهف۷).

حضرت رسول اکرم (ص) اصحابش را به زهد در دنیا و ترک خوشی های فریب انگیز آن فرا می خواند و فرمود: (چنان در دنیا زندگی کن که گویی غریبی یا عابری هستی) و نیز فرمود: (دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است. در دنیا زهد بورزید و به آنچه در دست مردم است بی رغبت باشید تا خداوند شما را دوست داشته باشد). ایشان در زهد دنیا به کوتاهی آرزو تأکید می کرد و می فرمود: (من در این دنیا سواری هستم که زیر سایه ی درختی می نشینم، سپس برخاسته، آنجا را ترک می کنم) و می فرمود: (دنیا دوستی، سرچشمه ی هر گناهی است. آیا نمی بینید که آنچه را خداوند دشمن می دارد، چگونه گروهی دوست می دارند و چه گناهی از این بالاتر).

همچنین امام علی(ع) به دنیا که به شکلی زیبا برایش تجسد یافته بود، فرمود: دیگری را بفریب، دیگری را بفریب. حضرت امیر(ع) می فرمود: در دنیا زهد بورز، تا خداوند تو را به نهان هایش آگاه کند. زهد به ترک دنیا با چیرگی بر آن ممکن است، نه آنکه دنیا از او دور بوده یا در قلبش رسیدن به آن چیز، دور از دسترس باشد، آنگاه ادعای زهد کند، بلکه ابتدا حب دنیا باید از قلب خارج شود، فقیر دنیا را در تملک ندارد، بلکه قوه اراده و مبارزه با آن و تلاش در آن را دارد و چون دنیا طلبی را رها کند با فقرش نیز از زمره زاهدان شمرده می شود. ابوعبدالله می گوید: زهد در دنیا با نابود کردن مال یا با حرام کردن حلال نیست. زهد آن است که به آنچه در دست توست، از آنچه در دست خداست، امیدوارتر نباشی .

سید شیخ عبدالقادر گیلانی(ق) می گوید: حقیقت زهد، ترک دنیا و آخرت و ترک شهوات و لذات و ترک وجود و ترک حالات و درجات و مقامات و کرامات و ترک هر چیز غیر از خداوند است، تا آنجا که جز خالق عزوجل چیزی در قلب نماند، که نهایت اوست. او نهایت آرزوهاست و کارها به او باز می گردد. و نیز می گوید: هرکس زهد او در خلق درست باشد، دیگران در او رغبت می کنند و از کلامش و دیدارش بهره می برند، چون زهد قلب در خلق استوار باشد و سر در تمام ماسوی الله کارش به درستی باشد، قرب دنیا و آخرت نصیب او خواهد شد .

وی می افزاید: وای بر تو قلب زهد می ورزد، نه جسم، ای زاهد نما، زهد ظاهری تو به تو پس داده خواهد شد. عمامه و پیراهنت را پنهان و طلایت را زیرزمین دفن کردی، خداوند نابودت کند، اگر توبه نکنی. دکانی باز کرده تا در آن نفاق بفروشی، وای بر تو. قلب مؤمن زاهد است و قرب پروردگار عز و جل در سر اوست. دنیا و آخرت بر در خزینه اوست نه قلبش، زیرا قلبش یکسره برای خداست. چگونه کسی به او می رسد، حال آنکه قلب او مالامال از یاد و نزدیکی اش است؟ قلب او تنهای برای مولای خود می تپد، خدا نیز با اوست. خداوند می فرماید: (من در قلب های شکسته هستم). جانشان به ترک دنیا و قلبشان به خاطر مولی شکسته شده است. چون این شکستگی پیدا شود، خداوند به ایشان محبت نموده، شکستگی شان را جبران می سازد. طبیب می آید و مداوا می کند. زهد ترک هرچیزی است که انسان را از خدا باز می دارد، بدون هیچ گونه ناراحتی در ترک و هیچ چشم داشتی به فرج آن یا ستایش آن یا مقصودی دیگر. بلکه ترک دنیا را آسایش و وجودش را آفت ببیند و پیوسته از آفت گریزان باشد، به راحتی چنگ بیندازد. گرسنگی را به سیری و عافیت نهایی را به محنت زودگذر ترجیح دهد. ذکر را بر غفلت بپسندد. نفسش در دنیا و قلبش در آخرت باشد .

از اهل بیت(ع) است که اگر تمام دنیا لقمه ای در دهان طفلی باشد، چرا در طلب آن حدود الهی را نادیده انگاشته، برای آن حریص بود. زهد بالاترین مقامی است که اهل طریقت می شناسند، پس دنیا را به چیزی نمی انگارند و سری برای آن نمی جنبانند، زیرا محبت خدا و رسولش (ص) جز با زهد در دنیا به دست نمی آید. مراد از زهد، منصرف کردن همت به سوی حق تعالی است. از سهل بن سعد ساعدی نقل است که رسول خدا (ص) فرمود: اگر دنیا در نزد پروردگار به اندازه ی بال پشه ای ارزش داشت، خداوند کافر را از آن ذره ای نصیب نمی داد .

زهد در نزد اهل طریقت بر سه قسم است:

۱) زهد عامه مردم که ترک دنیا و ترک مازاد احتیاج برای ادامه ی زندگی است .

۲) زهد سالکان که در ترک قلیل به طمع کثیر است. از این رو دنیا را که متاع آن در آخرت، اندک است رها کرده به آخرت رو می نمایند .

۳) زهد عارفان که به هر چیز جز الله تعالی بی رغبت می باشد. بایزید بسطامی می گوید: از دنیا دل بریدم، آنگاه از آخرت نیز دل کندم، سپس از هرچه ماسوی الله بود، دل بریدم، حق مرا ندا داد که چه می خواهی؟ گفتم: آن می خواهم که چیزی نخواهم. این مرتبه تجرد از اراده در حرکات و سکنات می باشد، در این که هر چیز با خدا برای خدا و از سوی خداوند تعالی است . .

علت زهد اهل طریقت در دنیا بر سه اساس می باشد :

۱) اهل طریقت می دانند که دنیا سایه ای نابود شدنی و خیالی ناپایدار است و ناگزیر به دار بقا چه بهشت، چه دوزخ باید کوچید .

۲ ) آنان می دانند که در پس دنیا، دنیایی گرانقدرتر و عظیم تر وجود دارد که دار بقا می باشد. حق تعالی می فرماید: (بگو متاع دنیا اندک است و آخرت برای آنکه تقوا پیشه کند بهتر است)(نساء۷۷

۳ ) اهل طریقت می دانند که زهدشان چیزی از روزی مقسوم نمی کاهد و حرص در این راه چیزی بر روزی نامقدر ایشان نمی افزاید و آنچه که قسمت شان است، حتما به ایشان خواهد رسید و آنچه به ایشان رسیده است، نصیب شان بوده است .

زهد در دنیا برحسب فریب های آن بدین گونه تقسیم می شود :

۱) زهد در طعام، بالاترین درجه زهد در طعام آن است که سالک به آنچه که گرسنگی او را رفع کند، اکتفا نموده و مقید به نهار و شام نباشد و به لقمه هایی که استواریش را فراهم نماید، اکتفا کند

۲) درجه دوم اینکه زاهد به نهار و شام مقید بوده، ولی چیزی ذخیره نکند

۳) درجه سوم آن است که زاهد به نهار و شام مقید بوده و روزی یک روز را نیز ذخیره کند. چون از این حد در گذشت از زهد خارج شده است، اما بالاترین درجه زهد نمک و سرکه و پس از آن روغن است و در درجه سوم گوشت، هفته ای یکبار است و مازاد بر این خروج از حدود زهد است. بعضی برای زهد در لباس و مسکن و اساس منزل مطالبی را می افزایند. همه این ها زهد در دنیاست که صفتی است از صفات اهل طریقت که عارفان به خدا و زاهدان از ما سوی الله هستند. مقصود ایشان اشراق نور پروردگار بر ایشان و تشعشع آن در قلب هایشان است.

آخرین مطالب

تلگرام
WhatsApp
چاپ

الَّلهُمَّ صَلِّ على سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ ٱلوَصــفِ وَٱلوَحْيِ وَٱلرِّسَالَةِ وَٱلحِكْمَةِ وَعَلى آلِهِ وَصَحـبِهِ وَسَلِّمْ تَسليماً