انضباط نزد اهل عرفان

Home » تنوع عرفانی » انضباط نزد اهل عرفان

اصطلاح «انضباط» در نزد اهل تصوف، به معنای پایبندی بر اساس محبت، صداقت و اخلاص با خداوند متعال، با خود و با جامعه است تا سعادت انسان و جامعه تحقق یابد، صلح و آرامش عمومی حاکم شود، جامعه در همه زمینه‌های زندگی پیشرفت کند و زمین آباد شود.

و تأمین زندگی کریمانه برای فرد و جامعه و تضمین آزادی انسان. و انضباط در سه محل انجام می‌شود:

۱. انضباط با خداوند متعال: این است که انسان باور کند که اساس وجود او در این دنیا عبادت خداوند متعال است: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ: و جن و انس را جز برای اینکه مرا بپرستند نیافریدیم» (الذاریات ۵۶)، و این از طریق عبادت مناسک و عبادت تعاملی انجام می‌شود که او را به خداوند متعال نزدیک می‌کند و رضایت او را جلب می‌کند.

و پس از اینکه او عبودیت خود را برای خداوند عز وجل حاصل کند، آزادی خود را نیز خواهد یافت.

شیخ سمنون محب می‌فرماید: “«کسی که ذلّت بندگی او را بسوزاند، عزت ربوبی او را زنده می‌کند.» (۱) و لازم است که انضباط با خدا ظاهراً و باطناً باشد، یعنی نیت و قول و عمل، تا از قبول خداوند سبحان برخوردار شود و عارف به خدای تعالی گردد.

حضرت سید شیخ غوث محمد کسنزان حسینی (قدس سره) می‌فرماید: «عارف کسی است که قلبش را پاک کرده و نفسش را تزکیه کرده است و نورانیت از سوی خداوند یگانه و یگانه، به او عطا شده است.» (۲)، و  در آیه کریمه آمده است: {سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ..}  “‌آنان را نشانه‌های خود در افق‌ها و درون خود نشان خواهیم داد تا بر آنان روشن شود که اوست حق…” (سوره فصلت، ۵۳)، و انسان به محبت خداوند متعال می‌رسد اگر به ضیافت حضرت محمد(صلى الله علیه و سلم) هدایت شود، {لقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ } (آل عمران ١۶۴) “یقیناً خدا بر مؤمنان منّت نهاد که در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان می خواند و [از آلودگی های فکری و روحی] پاکشان می کند، و کتاب و حکمت به آنان می‌آموزد، و به راستی که آنان پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.” و به قرآن کریم هدایت شود…، {ألم} {١} {ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ ۛ فِیهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ ﴿٢﴾ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ ﴿٣﴾ “در [وحی بودن و حقّانیّت] این کتابِ [با عظمت] هیچ شکی نیست؛ سراسرش برای پرهیزکاران هدایت است. (۲)آنان که به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه به آنان روزی داده ایم، انفاق می کنند. (۳)” (البقره-١،٢،٣) زیرا خداوند عز و جل دنیا و آخرت را برای سعادت انسان مؤمنی که خداوند عز و جل را با راستی و محبت اطاعت می کند و به خدا و فرشتگانش و کتاب هایش و فرستادگانش و قیامت و تقدیر خیر و شر آن از جانب خداوند ایمان دارد، آفریده است و این است پیروزی بزرگ.

 

۲ – انضباط نفس (درون خود) : خداوند متعال می‌فرماید: {وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ} “من خود را از گناه تبرئه نمی کنم؛ زیرا نفس طغیان گر، بسیار به بدی فرمان می دهد مگر زمانی که پروردگارم رحم کند؛ زیرا پروردگارم بسیار آمرزنده و مهربان است.” ( یوسف۵۳ ) . این آیه دلالت بر این دارد که نفس هر انسانی به بدی امر می کند، مگر کسی که خداوند متعال او را رحمت کند. خداوند متعال ما را به رحمت خود هدایت کرده است: ( وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِّلْعَالَمِینَ) “و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.” ( الأنبیاء۱۰۷ ) به همین دلیل، هر انسانی که به رحمت او علاقمند است، باید به سوی حضرت محمد (ص) پناه ببرد و او را دوست داشته باشد و در برخورد و عمل به او اقتدا کند. در حدیث شریف آمده است: “هیچ یک از شما مؤمن نمی شود مگر اینکه من از پدر و مادر و همه مردم برای او محبوب تر باشم” (حدیث ۳). همچنین، حضرت محمد (ص) محبت اهل بیت خود را الزام کرده‌اند و در حدیث شریف آمده است: “این دین برهنه است و لباس آن تقوا است و اساس آن محبت من و محبت اهل بیت من است“. هر کسی که محبت حضرت مصطفی (ص) را می‌خواهد، باید بیشتر بر او صلوات و درود فرستد. در حدیث شریف آمده است: “هرکسی که یک بار بر من صلوات بفرستد، خداوند بر او ده صلوات می فرستد و ده گناه او را می آمرزد” (حدیث ۴). علاوه بر این، نشانهٔ مؤمن این است که علاقمند به صلوات بر حضرت مصطفی (ص) باشد. خداوند درود بفرستندگان بر او تقوا را الزام کرده است: {یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ} ﴿١٠٢﴾ “ای اهل ایمان! از خدا آن گونه که شایسته پروای از اوست، پروا کنید، و نمیرید مگر در حالی که [در برابر او و فرمان ها و احکامش] تسلیم باشید” (آیه ۱۰۲ آل عمران). حضرت شیخ عبدالقادر گیلانی حقیقت تقوا را به این صورت تعریف کرده‌اند: “تقوا این است که خداوند متعال تو را در آنچه نهی کرده است، بیابد و در آنچه امر کرده است، پیدا کند و اینکه از حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم قولاً و عملاً پیروی کنی و نشانه آن، حسن توکل بر خدا، حسن رضا در آنچه به دست می آید و حسن صبر بر آنچه از دست رفته است. انضباط با نفس به معنای اسلام است که تسلیم شدن در برابر خداوند متعال است.

حضرت جنید بغدادی (قدس سره) می‌گوید:مرگ معنوی، این است که خداوند تو را از خودت بمیراند و به وسیله خود زنده کند. رسیدن به این مقام تنها با تبعیت کردن از ولی کامل امکان پذیر است.(ولی کامل، کسی است که به مقامات عالی عرفانی دست یافته است و می تواند انسان را در این راه هدایت کند.) پیروی از ولی کامل، به معنای اطاعت از دستورات او و پیروی از راه اوست. این اطاعت، باید با صدق، محبت و اخلاص انجام شود.

در آن زمان، شاگرد با تقوا نور را دریافت می‌کند و از تاریکی‌ها خارج می‌شود: {…. نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ…} “… نوری است بر فراز نوری؛ خدا هر کس را بخواهد به سوی نور خود هدایت می کند..” (ۚسوره نور، آیه ۳۵).

پرده تاریکی را شکافته و وارد می‌شود.  شیخ غوث عبدالقادر گیلانی (قدس سره) درمورد پنهانی وحجاب می‌فرماید: چهار حجاب وجود دارد که اولین آن خلق است و این حجاب شما را از خودتان می‌پوشاند، و مادامی که شما خلق را می‌بینید، نمی‌توانید خودتان را ببینید. دومین حجاب، نفس شما است، این حجاب شما را از پروردگارتان می‌پوشاند، و مادامی که خودتان را می‌بینید، نمی‌توانید خدای خود را ببینید. سومین حجاب، دنیا است و این حجاب شما را از آخرت می‌پوشاند، و چهارمین حجاب، آخرت است و این حجاب شما را از پروردگار دنیا و آخرت می‌پوشاند. و هرگاه بندهٔ مؤمن در این حجاب‌ها  نفوذ کند،  محبت و خشنودی و فرب الهی را به دست می‌آورد.  بنابراین، خداوند فرموده است که انسان با هوای نفس خود در حال مجاهدت است : {وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ ﴿۶٩﴾ “و کسانی که برای [به دست آوردن خشنودی] ما [با جان و مال] کوشیدند، بی تردید آنان را به راه های خود [راه رشد، سعادت، کمال، کرامت، بهشت و مقام قرب] راهنمایی می کنیم؛ و یقیناً خدا با نیکوکاران است” (سوره عنکبوت، آیه ۶۹).

زیرا هدف از مجاهده با نفس و هوی و طبع، رهایی از سرکشی های آن است. زیرا نفس اماره، مرکب شیطان است. و اگر تزکیه شود، انسان از وسوسه های شیطان و اغوای دنیا نجات می یابد. و انسان باید قلب خود را از همه نجاسات معنوی که خطرناک ترین بیماری ها هستند، پاک کند. مانند: کفر، شرک، ریا، دروغ، غش، نفاق، حسد، کینه و … بنابراین بر او واجب است که از شیخ کامل پیروی کند. زیرا او طبیب دل هاست. و چگونه نباشد؟ او نور خدا، کلام خدا و خلیفه خدا در زمین است. و در آن جا، انسان سالک به اسلام روحانی و سعادت ابدی در دنیا و آخرت می رسد.

۳- انضباط در جامعه:  خداوند متعال می‌فرماید: {وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ ﴿٣٩﴾وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَىٰ ﴿۴٠﴾ثُمَّ یُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَىٰ ﴿۴١﴾” و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده [هیچ نصیب و بهره ای] نیست، (۳۹) و اینکه تلاش او به زودی دیده خواهد شد؛ (۴۰) سپس به تلاشش پاداش کامل خواهند داد” (۴۱) ( ۳۹،۴۰،۴۱ سوره نجم)  این آیه، نشان دهنده این است که ارزش انسان به اندازه تلاش اوست. و این تلاش باید برای خیر باشد. و در دو جهت باشد:

اولین جهت، طلب علم است. در حدیث شریف آمده است: «طلب علم بر هر مسلمانی واجب است. و کسی که علم را در اختیار غیر اهلش قرار دهد، مانند کسی است که جواهرات، مروارید و طلا را به خوک ها بیاموزد.» (۶)  طلب علم، برای رهایی جامعه از جهل، عقب ماندگی و بیماری ها ضروری است. علم، بدون عمل، بیهوده است و ارزشی ندارد. انسان باید علم را بیاموزد و به آن عمل کند. تا جامعه را به سوی پیشرفت و تعالی هدایت کند. بنابراین، انضباط در جامعه، نیازمند تلاش و مجاهدت است. تلاش برای کسب علم و عمل به آن.

جهت دوم این است که رفتارش برای خودش و جامعه مفید باشد تا راه را برای دیگران روشن کند، و از خانواده شروع کند. امام علی علیه السلام در مورد حسن نیت فرمودند: «کسی که نیت خوبی داشته باشد، ثوابش زیاد می شود، زندگی اش نیکو تر می شود و محبت دیگران را جلب می کند.»(۷) (غرر الحکم)

در مورد حسن ظن فرمودند: «کسی که به مردم حسن ظن داشته باشد، محبت آنها را به دست می آورد.» (۸) (غرر الحکم)

در مورد حسن معاشرت فرمود: (با حسن معاشرت محبت دوام می یابد) (۹) (غرر الحکم)

و در باب حسن خلق فرمود: (حسن خلق، محبت را به ارث می گذارد و مودت را تقویت می کند) (۱۰) (غرر الحکم)

انسان باید به دنبال وحدت جامعه از طریق کاشتن محبت و انسجام باشد تا شیطان را که باعث دشمنی و کینه توزی بین مردم می شود، شکست دهد. و باید به دنبال صلح باشد و برای آن تلاش کند، زیرا اسلام دین صلح است و بدون محبت، صلحی وجود ندارد.

یکی از مهم‌ترین ارتباطات تربیتی که جامعه در پیش دارد پس از ایمان به خداوند و دین، انتشار محبت است زیرا تنها حامی و پشتیبانی قوی است که جامعه را  به وحدت می‌رساند. سید ما محمد صلی الله علیه و سلم درباره عشق می‌گوید: “آیا دین چیزی جز عشق در راه خدا و نفرت در راه خداست؟” (۱۱) و خواند: “{…وَلَٰکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ..} “ولی خدا ایمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دل هایتان بیاراست” (حجرات، ۷) و همچنین خواند: {…یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ..} “کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده اند دوست دارند” (حشر، ۹). همچنین مشخص است که صوفیان بر پایه دو ستون انضباطی خود ، از ستون اول عشق خداوند سبحان تمایل داشته‌اند.

بدین ترتیب، آنها خالق را طلب کردند و مخلوق را رها کردند. و دومین [هدف]، اصلاح جامعه است، پس از آن که دل هایشان پاک شد و جان هایشان تزکیه شد، تا صلح اجتماعی تحقق یابد. و پس از آن که به صلح روحی دست یافتند و معیشت کریمانه را برای فرد و جامعه تأمین کردند و زمین را آباد کردند، پس از آن که دل ها و جان ها را با محبت خداوند متعال آباد کردند. و در آنجاست که جامعه تعالی می یابد و سعادت برای فرزندانش محقق می شود. از خداوند کریم هدایت برای همه مردم را می طلبیم. و آخرین دعای ما آن است که حمد و سپاس مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.

 

وصل اللهم على سیدنا محمد الوصف والوحی والرساله والحکمه وعلى آله وصحبه وسلم تسلیما .

 و درود و سلام خداوند بر سرور ما محمد، وصف و وحی و رسالت و حکمت، و بر آل و یارانش باد، به سلامی کامل و تمام.

 

 

به قلم: سلام حازم

 

یادداشت‌ها:

 

 

دایره المعارف کسنزان که به آن اهل تصوف و عرفا مورد توافق قرار گرفتند، جلد ۱۵ صفحه ۵۲

 

 

همان منبع، جلد ۱۵ صفحه ۳۱۲

 

 

 

صحیح بخاری، جلد ۱، صفحه ۲۴

 

 

منصف ابن ابی شیبه، جلد ۲ صفحه ۳۹۹

 

 

 

 

دایره المعارف کسنزان که به آن اهل تصوف و عرفا مورد توافق قرار گرفتند، جلد ۶ صفحه ۱۷۵

 

 

سنن ابن ماجه، جلد ۱ صفحه ۲۶۰

 

 

 

غرر الحُکَم، شماره ۱۶۰۴

 

 

همان منبع، شماره ۵۳۳۱

 

 

 

همان منبع، شماره ۹۹۴۹

 

 

همان منبع، شماره ۵۳۷۳

 

 

 

حلیه اولیاء، جلد ۴ صفحه ۳۰

 

 

منبع: مشارکت نویسنده.

 

 

 

آخرین مطالب

تلگرام
WhatsApp
چاپ

الَّلهُمَّ صَلِّ على سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ ٱلوَصــفِ وَٱلوَحْيِ وَٱلرِّسَالَةِ وَٱلحِكْمَةِ وَعَلى آلِهِ وَصَحـبِهِ وَسَلِّمْ تَسليماً